مرگ از نگاه تولستوی و هایدگر

نویسندگان

1 استادیار داننشگاه رازی

doi
10.22061/orj.2021.1511
چکیده

مرگ و اندیشه در باب آن همواره یکی از دغدغه‌های بشر بوده است. تولستوی در داستان مرگ ایوان ایلیچ به طور خاص ماحصل تأملاتش در باب مرگ را در قالب داستان بیان کرده است. هایدگر که در وجود و زمان به بحث فلسفی در باب مرگ پرداخته، به مرگ ایوان ایلیچ تولستوی اشاره کرده است. به نظر می‌رسد مرگ ایوان ایلیچ تولستوی مقوِّم مرحله‌ای‌ از تبیینی بوده است که شرح و کامل آن در فلسفۀ هایدگر آمده است. توضیح این که مرگ ایوان ایلیچ تولستوی بی‌شک یک گام بلند در پرداختن به مرگ از نقطه‌نظر دیدگاه انسانی است که بعد در فلسفۀ اگزیستانس مورد مطالعۀ جدی قرار گرفت و در هایدگر به کمال رسید. بنابراین مطالعه و مقایسۀ این دو دیدگاه مفید فایده به نظر می‌رسد. به همین منظور در این نوشتار ابتدا دیدگاه هایدگر شرح داده شده و سپس دیدگاه تولستوی و  هایدگر مورد تحلیل و مقایسه قرار گرفته و حاصل این مقاله آن است که تولستوی در مرگ ایوان ایلیچ دو رویکرد به مرگ را نشان داده است: رویکرد اصیل و رویکرد غیراصیل. رویکردی که هایدگر آن را بسط داده و در فلسفۀ او منجر به توصیف دو نوع زیستن شده است: زندگی اصیل و زندگی غیراصیل.