مطالعۀ تطبیقی «معنویت»: ملاحظات روششناختی
نویسندگان
1 استادیار گروه ادیان و عرفان دانشگاه تهران
doi
10.22059/jrm.2021.316266.630143چکیده
چه نکات روشی در بهکارگیری «مطالعۀ تطبیقی» در حوزۀ «معنویت» وجود دارد؟ نوشتار حاضر در بررسی این مسئله، بر رویکرد نوین «پساالیادهای» در مطالعات تطبیقی تکیه میکند. در این رویکرد نوین، «معنویت» امری واحد و جهانی نیست؛ بلکه هر معنویت واقعیتی یکه محسوب میشود. باید با پرهیز از تحمیل یک تجانس مصنوعی، به تنوع بافت فرهنگی هر معنویت و گریزناپذیری هرمنوتیک توجه کرد. در این نوشتار، روشهایی جهت پرهیز از سوگیری، گذر از شباهتهای ظاهری، ایجاد تناسب میان مقیاس و مسئله تطبیق و مانند آن مطرح شده است. همچنین، با ارائه نظریۀ «ایمای متوازی»، تلاش شده است درک پژوهشگر از معنویت تجربهناشده توجیهی نظری بیابد. در میان سبکهای تطبیق، ظاهراً «سبک روشنیبخش» قابلِاتکاترین است. در این سبک، پژوهشگر به دنبال کشف نقاط کور معنویت تجربهشده از طریق مقایسه با معنویتهای بیگانه است و دقت و صحت کامل توصیفی که از معنویت بیگانه ارائه کرده است، موضوعیت ندارد.