تحلیلی انسان‌شناختی از نظریه‌ی وحدت متعالی ادیان

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردستان

doi
10.22099/jrt.2015.2991
چکیده

در نظریه­ی وحدت متعالی ادیان، تمایز ظاهر و باطن دین تمایزی اساسی به­ شمار می­آید که هم با نگرش مابعدالطبیعی به مراتب هستی و تمایز مطلق و نسبی پیوند دارد و هم با تمایز معرفت­شناختی شریعت و طریقت و نیز با تمایز سنخ­شناختی اهل ظاهر و اهل باطن گره خورده است. شوان در بینش و نگرشی مابعدالطبیعی با تأکید بر منشأ الاهی دین و تمایزنهادن میان ظاهر و باطن دین و با توجه به تکثر و تنوع افراد و رعایت حاشیه­ی بشری در نزول وحی، تنوع ادیان را ناشی از گوناگونی وحی‌ها متناسب با ظرفیّت‌ها و قابلیّت‌های بشری می‌داند. از نظر او، کثرت صوَر قدسی مانع وحدت حقیقی ادیان در مراتب بالای وجود نیست و هرچند بیشتر افراد یا همان اهل ظاهر نمی­توانند این وحدت بَرین را فهم کنند، عارفان اهل باطن به دریافت وحدت درونی و متعالی ادیان نائل می‌شوند. نگرش همراه با احترام و مدارای اهل باطن به اهل ظاهر و برخلاف آن نگرش توأم با تردید و گهگاه خصمانه و خشونت­آمیز اهل ظاهر به اهل باطن با توجه به تفاوت سنخ­شناختی آنان قابل فهم و توجیه است. البته تمایز اهل ظاهر و اهل باطن در نظریه­ی شوان و تأکید او بر توانایی معرفتی اهل باطن در فهم و دریافت وحدت متعالی ادیان منافاتی با زندگی دینی مؤمنان و سلوک معنوی پیروان ادیان ندارد که بیشترشان اهل ظاهر یا اهل شریعت هستند.