موافقان و مخالفان عرفان در حوزۀ علمیۀ قم
نویسندگان
1 استادیار گروه ادیان و عرفان دانشگاه تهران
doi
10.22059/jrm.2021.320250.630172چکیده
یکی از رویکردهای دینی و دانشی در حوزۀ علمیۀ قم، رویکرد عرفانی است که از بدو تأسیس حوزۀ نوین این شهر، در آغاز سدۀ کنونی تا زمان حاضر حیات داشته است. مخالفان این رویکرد در این دوره همواره به نقد جدی این رویکرد پرداختهاند. خاستگاه رویکرد عرفانی قم دو مکتب حکمی تهران و اخلاقیون نجف است و حامیان این رویکرد در پایبندی به میراث عرفانی اسلام و نقد جنبههای خانقاهی تصوف و نیز تطبیق آموزههای صوفیه با کلمات امامان شیعه و نیز ارائۀ تفسیر عرفانی از قرآن و روایات مانند سلف خود عمل کردهاند و همین امور باعث فاصلهگرفتن آنان از تصوف محض شده است و درنتیجه، از اتهام صوفیبودن رهیدهاند. همچنین، آنها از فشار مخالفان خود نیز متأثرند و در استناد به کلمات صوفیه بسیار محتاط عمل میکنند و همواره بر تمایزات و اختلافاتشان با تصوف تأکید دارند. مسیر سومی در میانه نزاع موافقان و مخالفان و متأثر از این نزاع، در دهههای اخیر سر برآورده است که مدعایش گذر از عرفان موجود بهسویِ عرفان ناب، راستین، حقیقی و بدون شائبه است. کوششهای معرفتی این دسته نقش مؤثری در حفظ و بقای گفتمان عرفانی و نیز آشناکردن مخالفان عرفان با این گفتمان داشته است و البته چنین رویکردی در شیعه بدیع نیست و پیشتر در آثار امثال فیض کاشانی بروز داشته است و این عده عملاً در برابر عرفان از جستوجوی عرفانی ناب با عناوینی چون عرفان وحیانی و اهل بیتی سخن میگویند.