تبیین نظریه‌ی انکشاف در حکمت متعالیه

نویسندگان

1 استاد گروه حکمت و فلسفه دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشجوی دکتری تخصصی فلسفه، گرایش حکمت متعالیه، دانشگاه فردوسی مشهد، پردیش بین‌آلملل

doi
10.22099/jrt.2015.2845
چکیده

آیا می‌‌‌توان برای افکار صدرالمتألهین، ادوار مختلف فکری در نظر گرفت؟ در صورت ممکن، آرای خاص حکمت متعالیه مربوط و منوط به کدام دوره از حیات عقلی وی می‌‌‌باشد؟ با این مبنا، نگارنده در این نوشتار سعی بر آن داشته است که با ابتنای بر دو رویکرد کلان و محوری وحدت تشکیکی و وحدت شخصی، خوانشی مجدد از اهمّ اصول صدرایی انجام دهد. در این میان، تفکر غالب در دوره‌ی اول را که با محوریت نظام تشکیک وجود، سامان یافته است، به عنوان صدرای متقدم معرفی کرده که فحوای مطالب این دوره، عمدتاً مربوط به مشی با جمهور فلاسفه و جمع‌‌‌آوری عموم آرا بوده است؛ اما تفکر خاص صدرا را که مبیّن تعالی حکمت متعالی می‌‌‌باشد، مرتبط به دوره‌ی تحوّل و تکامل آرای وی به مثابه صدرای متأخر دانسته است. سپس با اتخاذ رویکرد تأویلی و اجتهادی، نظریه‌ی مختص این دوره را تحت عنوان «نظریه انکشاف» استنباط نموده و آن را معیار شناسایی غایت آرای صدرا و لوازم سخنانش قرار داده‌‌‌ است. در بخش دیگر مقاله نیز به برخی تعارضات و ابهاماتی که در نتیجه‌ی آمیزش این دو دوره از افکار صدرا حاصل شده، پرداخته است. مدعای مطرح شده برای حل و فصل این دسته مسائل نیز آن است که سنخ تفکر دوره‌ی صدرای متقدم را سیر آموزشی تشکیل داده که مدخل حکمت متعالیه می‌‌‌باشد؛ اما نوع مباحث گفته شده توسط صدرای متأخر، همان معارف ویژه‌ی حکمت متعالیه خواهد بود.