نقش نهادهای سیاسی در کارآمدی بخش مالی؛ تحلیل مرزی تصادفی (SFA)
نویسندگان
1 استادیار گروه اقتصاد دانشگاه شیراز
2 هیأت علمی گروه اقتصاد دانشگاه یاسوج
3 دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه شیراز
doi
10.22034/es.2023.328741.1543چکیده
نزدیک به سه دهه است که تحلیل نهادی جای خود را در ادبیات پژوهشی علم اقتصاد باز کرده است. اهمیت و فضل تقدم نهادهای سیاسی در شکل گیری و کارآمدی سایر نهادها و به تبع آن فعالیتهای اقتصادی در آثار نهادگرایان جدید به انحای مختلفی منعکس شده است. در بسیاری از موارد اثر رانشی نهادهای سیاسی بر جنبه های مختلف فعالیتهای اقتصادی یا تعاملهای نهادی به صورت متناقضنمایی تفسیر شده است. یکی از حوزه هایی که تحت تأثیر این اثرات دوگانه و متناقض قرار گرفته است حوزهی مالی به خصوص وقتی در ارتباط با حوزهی پولی قرار میگیرد میباشد. در این مقاله با استفاده از رهیافت تحلیل مرزی تصادفی (SFA) و با تمرکز بر کشورهای منتخب خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) نشان داده میشود که این اثرات متناقض را اولاً در کدام چارچوب نظری، و درثانی با چه نوع تفسیر تجربی میتوان تبیین نمود. نتایج تخمین نشان میدهد که هر زمان نهادهای سیاسی در بخشهای مالی و پولی مداخلهی مستقیم نمایند منجر به شکست دولت شده و در نتیجه اثر منفی بر کارایی داشته است، و در مقابل اگر به عنوان تسهیل کنندهی بیرونی بخش مالی و پولی در نظر گرفته شود، میتواند نقش مثبت بر کارایی ایفاء کند.