ویتگنشتاین، معجزه وجود، حیرت و مواجهه با زبان

نویسندگان

1 دانشیار و عضو هیئت علمی دانشکده الهیات پردیس فارابی، دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه تهران، پردیس فارابی

doi
10.22061/orj.2020.1203
چکیده

شاید نخستین چیزی که هر پژوهش‌گر فلسفه دربارۀ ویتگنشتاین می‌آموزد این واقعیت باشد که او در طول دوران تفکر خود دو رهیافت مختلف راجع به زبان ارائه کرده است، که بر همین اساس در این‌که او را فیلسوف زبان (به معنای فیلسوفی که دغدغۀ اصلی او تحلیل و ایضاح زبان است) بخوانند تردید روا نمی‌دارند. اما مسأله‌ای اساسی که در این میان مغفول مانده آن ضرورت بنیادی است که ویتگنشتاین را ناچار می‌کند به پرسشِ زبان بپردازد. مقصود اصلی ما شرح «چرایی پرسش ویتگنشتاین از زبان» بر مبنای یک تجربۀ هستی‌شناختی است. در این مقاله روشن خواهد شد که بنیاد پرسشِ ویتگنشتاین از زبان و همچنین سرچشمۀ راه فکری خاص او تجربۀ بنیادی حیرت از وجود و دیدن موجودات به مثابۀ معجزه است. ویتگنشتاین در این تجربه با مرزهای زبان مواجه شده و تجربه‌ای از زبانمندی انسان کسب می‌کند به گونه‌ای که می‌تواند بگوید: وجود زبان، زبان وجود است. منابع اصلی ما برای شرح این تجربه «یادداشت‌ها»، «تراکتاتوس» و «خطابه‌ای دربارۀ اخلاق» خواهد بود.