حقالزحمه حسابرسی: نقش آییننامه تعیین حقالزحمه پایه خدمات حسابرسی
نویسندگان
1 استادیار، گروه حسابداری، دانشکده مدیریت و حسابداری، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
3 استادیار گروه حسابداری، دانشکده علوم مالی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
4 استادیار گروه حسابداری، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران
doi
10.22059/acctgrev.2021.317058.1008498چکیده
هدف: بهدنبال نگرانیهای مربوط به نرخشکنی در بازار حسابرسی، جامعه حسابداران رسمی ایران برای نخستین بار در سال 1394 آییننامه تعیین حقالزحمه پایه خدمات حسابرسی (تعیین حقالزحمه بر اساس بودجهبندی هر کار بهاضافه سربار مؤسسه) را برای مؤسسههای عضو الزامی کرد. در نبود شواهد نظری و تجربی کافی در خصوص پیامدهای آییننامه حقالزحمه حسابرسی، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش این آییننامه بر حقالزحمه حسابرسی است. روش: بهمنظور نیل به این هدف، 1046 سال ـ شرکت مشاهده جمعآوریشده از گزارشهای مالی سالیانه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و همچنین فرابورس ایران، طی دوره زمانی 1391 تا 1397 از طریق مدلهای تفاضلی نوع اول و سطح حقالزحمه حسابرسی، آزمون شده است. یافتهها: نتایج حاصل از برآورد مدل تفاضلی نوع اول نشان میدهد که بین حقالزحمه حسابرسی و آییننامه تعیین حقالزحمه، رابطه معناداری وجود ندارد. چنین یافتهای با مدل سطح حقالزحمه حسابرسی نیز پشتیبانی شده است. نتیجهگیری: با وجود پیشبینی جامعه حسابداران رسمی ایران، آییننامه تعیین حقالزحمه حسابرسی بهعنوان محرکی برای افزایش قدرت چانهزنی حسابرسان در مذاکرات تعیین حقالزحمه، به افزایش سطح حقالزحمه حسابرسی منجر نشده است. چنین یافتهای بیانگر رعایت شکلی آییننامه بهجای رعایت واقعی آن است؛ زیرا به نظر میرسد هزینه رعایت واقعی این آییننامه (از دستدادن مشتری)، بیش از منافع آن (افزایش سطح حقالزحمه حسابرسی) باشد.