برآورد تابع واکنش سیاست مداخله بانک مرکزی ایران در بازار ارز
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی یزددانشکده حسابداری، مدیریت و اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی یزد،یزد، ایران
2 ا ستادیار اقتصاد، گروه اقتصاد، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران
3 استادیار اقتصاد، گروه اقتصاد، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران
4 استادیار اقتصاد، گروه اقتصاد، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران
doi
10.22034/es.2022.144755چکیده
یکی از اهداف مهم دولت از مداخله در بازار ارز، حفظ تعادل در نرخ ارز و جلوگیری از انحراف نرخ ارز از مسیر تعادلی با کمترین حجم مداخله است. چرا که انحرافات نرخ ارز باعث ایجاد بیثباتی در بخشهای مختلف اقتصاد میگردد. در نتیجه، کنترل این انحرافات میتواند علاوه بر اثرات مطلوب بر بخش داخلی اقتصاد، ثبات و تعادلبخش خارجی را نیز در پی داشته باشد. هدف این مقاله برآورد تابع واکنش (عکسالعمل) سیاست مداخله بانک مرکزی ایران در بازار ارز کشور است. برای این منظور ابتدا شاخص مداخله بانک مرکزی با رویکرد فشار بازار ارز محاسبه و سپس تابع عکسالعمل سیاست مداخله با رویکرد آستانهای (STAR) برای بازهی زمانی، 1397-1370:2:4 برآورد میشود. نتایج برآورد قسمت خطی مدل نشان میدهد که متغیر انحرافات نرخ ارز از مسیر بلندمدت تأثیر منفی بر شاخص مداخله بانک مرکزی دارد. این در حالی است که نتایج برآورد قسمت غیرخطی مدل حکایت از تأثیر مثبت انحرافات بلندمدت نرخ ارز و نرخ رشد درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت بر مداخله بانک مرکزی در بازار ارز ایران دارند. این موضوع نشان دهنده آن است که با افزایش درآمدهای ارزی دولت، رشد ذخایر ارزی بانک مرکزی بیشتر میشود. در حقیقت در ایران به دلیل وجود تورم بالا، دولتها همواره سعی کردهاند که نرخ ارز را در سطح پایین تنظیم نمایند تا از این طریق مانع از افزایش سطح قیمتها شوند. نتیجه این نوع دخالتها، عدم انعطافپذیری نرخ ارز اسمی در واکنش به تغییرات و تحولات اقتصادی بوده است که خود عاملی برای کاهش نرخ ارز واقعی در چند دهه اخیر در ایران میباشد.