بازشناسی نسبت فرد و جامعه به مثابة مبنایی هستی‌شناسانه در آرای اجتماعی علامه طباطبایی

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استاد فلسفه مجتمع آموزش عالی شهید محلاتی

3 استاد فلسفه دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22061/orj.2020.1211
چکیده

فلسفة اجتماع دانشی است که با روش عقلی و برهانی، مسائل کلی اجتماع را مورد بررسی و کاوش قرار داده و ضمن بحث از هستی، چیستی، چرایی و چگونگی اجتماع، به دنبال کشف حقیقت آن، برای استخراج قوانین کلی است تا به سبب آنها، دستیابی جامعه و افراد آن به سعادت را ممکن و سهل کند. پژوهش حاضر سعی دارد با روش تحلیل محتوا و با تمرکز بر آثار علامه طباطبایی، به مسألة اصالت فرد و جامعه و کشف نسبت و رابطة میان آنها پرداخته و تأثیرات نگاه ایشان به مسائل یادشده را به عنوان مبانی هستی­شناختی جامعه مورد مطالعه قرار دهد. یافته­ها نشان می­دهد، علامه طباطبایی در دوگانة اصالت فرد و جامعه، اصالت را در مرتبة اول به فرد داده، جامعه را امری اعتباری می­داند و جامعه اعتباری، در مرتبه دوم و بالتبع، بهره­ای از اصالت خواهد یافت؛ بر این اساس می­توان تأثیر و تأثرات طرفینی را برای فرد و جامعه قائل شد. بهره­گیری از این مختصات جامعه، مبنایی مهم در مطالعات جامعه­شناختی بوده و نقش به­سزایی در شکل­گیری آرای اجتماعی علامه طباطبایی داشته­اند.