نظریه چهاربعدگرایی لوئیس و مسئله تغییر
نویسندگان
1 استاد فلسفه دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22061/orj.2019.1122چکیده
چهاربعدگرایی (در مقابل سهبعدگرایی)، دیدگاهی در متافیزیک معاصر است که به موجب آن، اشیای عادی، هویاتی چهاربعدیند که به واسطة داشتن اجزای زمانی متمایز در زمانهای مختلف بقا دارند. یکی از اشکال عمدة این نظریه، مشهور به نظریه کرمهای مکانی- زمانی که توسط دیوید لوئیس پیشنهاد شده است، مدلول اشیا را مجموع چهاربعدی اجزای زمانی میداند. لوئیس بر این عقیده است که چهاربعدگرایی، تنها راهحل قابل دفاع مسئله به اصطلاح اوصاف نفسی موقتی است و به نیکی در برابر اشکالات ممکن مختلف قابل دفاع است. نوشتار حاضر ضمن تأکید عمده بر این مسئله، قصد دارد نسخة چهاربعدگرایی لوئیس را مورد ارزیابی قرار دهد. بدین منظور، پس از معرفی این مسئله، راهحل مبتنی بر اجزای زمانیِ لوئیس مورد تبیین و بررسی قرار میگیرد. استنتاج ما این است که چهاربعدگرایی پیشنهادی لوئیس، افزون بر مشکلات آن در فراهم نمودن راهحلی مقبول برای مسئله تغییر نفسی و مسئله تغییر به طور عام، تبیینی غیرشهودی از بقا و مفاهیمی غیراستاندارد و ناآشنا از تغییر و اتصاف ارائه میکند و در حفظ معنایی از وحدت که در مفهوم شیء بودن ضرورت دارد، ناموفق است.