مسآله‌ی «حرکت» در حکمت متعالیه‌ی ملاصدرا و فلسفه‌ی لایب نیتس

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه شیراز

2 کارشناس ارشد فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه شیراز

doi
10.22099/jrt.2014.2395
چکیده

وقتی چیزی در حال تغییر و عوض شدن تدریجی است، دارای صفتی می‌باشد که از آن به حرکت تعبیر می‌کنیم. در حرکت، شیء از پوسته‌ی نخستین خود بیرون می‌آید و به پوسته و هسته‌ای دیگر دست می‌یابد و یا نیست می‌شود و شیء دیگری بر جایش می‌نشیند. سؤال این‌جاست که تغییر و دگرگونی چگونه صفتی است؟ و چیزی که عوض می‌شود و از حالتی به حالت دیگر درمی‌آید بر او چه می‌گذرد؟ آیا خودش می‌ماند و احوالش عوض می‌شود؟ آیا ظاهرش نو می‌شود و باطنش باقیست؟ و یا همه‌ی هستی‌اش  دست‌خوش تحول می‌گردد؟ در این پژوهش، آرای لایب نیتس در باب حرکت و احکام آن، محرک و غایت حرکت با آراء صدرالمتألهین مقایسه شده است. به‌رغم تفاوت‌هایی که لایب نیتس در تعریف حرکت و احکام آن با ملاصدرا دارد، در متحرک و فعال دانستن جوهر عالم و بحث محرک و غایت حرکت دیدگاه او بسیار به صدرالمتألهین نزدیک است. وی با نگرشی که به مفهوم جوهر و مناد دارد، مناد را موجودی فعال، زنده، خود‌انگیخته و دارای ادراک و اشتیاق معرفی نموده است و مبدأ فعالیت جوهر فعال و خودجوش را نیرو معرفی می‌کند. لذا در تبیین ماهیت حرکت، به حرکت جوهری ملاصدرا نزدیک می‌شود. این مقاله با بهره‌گیری از شیوه‌ی اسنادی، به جمع‌آوری اطلاعات درباره‌ی مسأله‌ی تحقیق پرداخته است و با روش توصیفی-تحلیلی و بررسی تطبیقی، به تجزیه و تحلیل داده‌ها می‌پردازد.