تحلیلی بر میزان اثربخشی معرفت و مهارت منطقی در توسعه‌ی نظریه‌پردازی و تولید علم

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور فیروز‌آباد

doi
10.22099/jrt.2014.2400
چکیده

به‌رغم تأکید منطق‌دانان مسلمان بر نقش ابزاری اصول و قواعد منطقی در سایر علوم اکتسابی و در تمامی حوزه‌های اندیشه‌ی بشری، تاکنون تلاش درخور توجهی برای تثبیت این جایگاه و عملی‌کردن آن صورت نگرفته است. ازاین‌رو نگارنده در این نوشتار، بر آن است تا میزان اثربخشی این معرفت و مهارت را در فرآیند نظریه‌پردازی در تمامی مراحل آن، از تکوین و تدوین نظریه گرفته تا اثبات و دفاع از آن و نیز استنتاج فرضیه‌های جدید از نظریات قبلی، مورد تحلیل قرار دهد. با توجه به این‌که نظریه‌پردازی در علوم مختلف با شیوه‌های گوناگونی چون مفهوم‌سازی و کشف ارتباط مفاهیم، تبیین علی، تبیین بدیهی، استنتاج استقرایی و استنباط برهانی و نیز سبک مدل‌شناسی صورت می‌پذیرد، در این مقاله این سبک‌های مختلف به‌تفکیک، مورد بحث قرار گرفته و در هر مرحله، نقش و کارایی مهارت منطقی نشان داده شده است. همچنین ارتباط دو رویکرد و برنامه‌ی جدیدغرب با عناوین «تفکرانتقادی» و «فلسفه برای کودکان» و تأثیر آن‌دو بر پرورش تفکر منطقی، نظریه‌پردازی و تولید علم، مورد تحلیل قرارگرفته است. از مهم‌ترین نتایج این پژوهش، لزوم توجه به آموزش نظری و عملی فنون منطقی، اعم از منطق صوری، منطق جدید و نیز تقویت جایگاه تفکر انتقادی در نظام آموزشی کشور است. این امر می‌تواند به تسهیل و تسریع در فرآیندنظریه‌پردازی و تولید علم در شاخه‌های مختلف علوم، اعم از علوم انسانی و علوم تجربی، منجر گردد. البته درست است که برخی از نظریه‌پردازان به دلیل برخورداری از منطق فطری، در مراحل مختلف، فرآیند کار خود را به طور ذاتی و غیر اکتسابی، بر اصول و قواعد عقلی و منطقی منطبق می‌سازند، قطعاً هم‌اینان نیز با کسب مهارت در فنون تخصصی منطق، طی طریق را برای خود، آسان‌تر خواهند نمود.