پیامدهای رویکردهای اثبات‌گرایانه برای مطالعات اسلامی در محیط آکادمیک ایران

نویسندگان

1 استادیار پژوهشکدۀ مطالعات قرآنی، پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات فرهنگی

2 دانش‌آموختۀ کارشناسی‌ارشد ادیان و عرفان دانشگاه تهران

doi
10.22059/jrm.2021.309639.630110
چکیده

اثبات‌گرایی ـ البته نه دقیقاً در معنای همان پوزیتیویسم عصر روشنگری و مدرنیته ـ رویکرد غالب در مطالعات اسلامیِ آکادمیک ایران است. رویکرد اثبات‌گرایانه در مطالعات اسلامی ایران با پوزیتیویسم منطقی و فلسفۀ تحلیلی قرابت دارد. البته این شباهت شباهت‌های کلی است که مراد از آن، تشابه نحوۀ دستیابی به معرفت از طریق اثبات است و درعینِ‌حال، تفاوت‌هایی نیز در این میان وجود دارند که نباید نادیده گرفته شود. غلبۀ اثبات‌گرایی بر مطالعات اسلامی در ایران سبب شده است تا ظرفیت‌هایی که می‌توانند براساس رویکردهای تفسیری - تفهمی و تاریخیِ برخاسته از سنت قاره‌ای فعال شوند، مغفول بمانند؛ ظرفیت‌هایی مانند منظرگرایی، مطالعه در سطح فرهنگی - اجتماعی و کارکردهای دینی، ارج‌نهادن تفاوت‌ها و اهمیت‌دادن به خلاقیت، توجه به دانش‌های مبتنی بر نتایج ظنی نظیر تاریخ، مردم‌شناسی و ... ازجمله این موارد هستند.