علامه طباطبایی و اصول هستیشناختی برگرفته از لفظ «حق» در قرآن کریم
نویسندگان
1 دکتری فلسفه تطبیقی، عضو هیئت علمی و دانشیار دانشگاه امام صادق علیه السلام
2 دانشجوی دکتری، پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام
doi
چکیده
موضوعات مرتبط با حق و کاربردهای این لفظ در قرآن کریم از چنان گستره و ظرفیتی برخوردار است که میتواند مبانی و چهارچوب یک نظام فلسفی را پایهریزی کند. در این راستا و با این جهتگیری، پس از اشاره به معنای لغوی «حق» و مؤلفههای آن (ثبوت، وجوب، و بقا) و همچنین معانی اصطلاحی «حق» در قرآن (حق تکوینی، بهمعنای حقیقت عینی و واقعیت خارجی؛ حق معرفتی، بهمعنای شناخت و یا سخنِ حقیقی، صادق و مطابق با واقع؛ حق ارزشی: بهمعنای عمل شایسته و نیکو)، در این مقاله با مرور کاربردهای لفظ حق، هفت اصل از اصول هستیشناختی در قرآن کریم را براساس آراء علامة طباطبایی در تفسیر المیزان تقریر کردهایم، اصولی مانند اینکه خداوند، مصداق اتم حقّ است؛ ماسوا و دیگر حقایق، همه از حقّ تعالی و تحت تدبیر اوست؛ و حقّ تعالی، ماسوا و دیگر حقایق را بحق آفریده است. در خلال این مباحث همچنین به این اشکال مقدر پاسخ داده شده است که آیا میتوان یک واقعیت زبانشناختی مربوط به یک زبان را مبنایی برای استنتاج واقعیتهای هستیشناختی قرار داد؟