تحلیل شبکه روابط گروههای حسابداری دانشگاههای دولتی ایران
نویسندگان
1 استادیار، گروه حسابداری و مالی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
2 دکتری، گروه حسابداری، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 کارشناسی، بخش حسابداری و مالی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران
4 کارشناسی، بخش حسابداری و مالی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2021.318453.1008515چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل ساختار ارتباطی بین گروههای حسابداری دانشگاههای دولتی ایران است. روش: روش پژوهش، بر مبنای نوع دادههای جمعآوری و تحلیلشده، کمّی از نوع تحلیل شبکه است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه گروههای حسابداری دانشگاههای دولتی ایران را دربرمیگیرد. در پژوهش حاضر، اطلاعات در دسترس اعضای هیئت علمی گروههای حسابداری تا پایان شهریور سال 1399 بررسی و در نهایت، 44 دانشگاه برای نمونه انتخاب شد. یافتهها: بر اساس یافتهها، در ساختار ارتباطی گروههای حسابداری دانشگاههای دولتی، نابرابری نامتعارفی به چشم میخورد؛ اما بعضی از دانشگاهها در موقعیت مناسبتری قرار دارند. توزیع پارتو نشان میدهد که بین گروههای حسابداری، چولگی تقسیم قدرت 78 – 22 است؛ یعنی 78درصد اعضای هیئت علمی، دانشآموخته 22درصد دانشگاهها و 22درصد باقی، دانشآموخته 78 درصد دانشگاهها هستند. علاوهبر این، بر اساس نتایج قانون بردفورد، توزیع قدرت بین گروههای حسابداری، تقریباً از یک تابع نمایی تبعیت میکند و عدد اختلاف بین فراوانی گروههای مختلف حدود 266/3 است. دانشگاههای تهران، تربیت مدرس و علامه طباطبائی، دانشگاههای گروه 1 بردفورد هستند. دانشگاه تهران نیز در ساختار روابط گروههای حسابداری دانشگاههای دولتی، اصلیترین دانشگاه است. نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش، موقعیت مناسب بعضی دانشگاهها در ساختار ارتباطی، باعث شده است که این دانشگاهها برای دسترسی به سایر دانشگاهها، با واسطههای کمتری مواجه شوند، دسترسی آنها به منابع موجود سادهتر باشد و در بهدستآوردن اطلاعات مؤثر از اعضای شبکه، توانایی بیشتری داشته باشند. بنابراین، میتوان ادعا کرد که در ساختار حاکم، این دانشگاهها میتوانند نقش بازیگران کلیدی را ایفا کنند.