بررسی رابطه بین تولید برق انرژیهای تجدیدپذیر و رشد تولید ناخالص داخلی: کشورهای منتخب OECD و OPEC
نویسندگان
1 اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد انرژی، دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
با توجه به رشد هزینههای منابع مختلف تولید برق از انواع منابع انرژیهای تجدیدپذیر در دنیا (خورشیدی، بادی، برقآبی، زیستتوده، زمینگرمایی و زباله)، سرمایهگذاری در این بخش استراتژیک انرژی جهت تولید برق، میبایست با شناخت کافی از هزینه و صرفه اقتصادی و اثرات زیستمحیطی این منابع صورت پذیرد؛ زیرا کاهش در تولید و مصرف برق و یا انتخاب منابع پرهزینهتر برای تولید برق، میتواند عواقب ناخواستهای در کاهش رشد اقتصادی داشته باشد. در این راستا، این مطالعه به بررسی رابطه علیت بین برق تولیدی از انواع منابع انرژیهای تجدیدپذیر و رشد تولید ناخالص داخلی میپردازد. بر این اساس در ابتدا با استفاده از مدل پانل همجمعی (FMOLS) و مدل تصحیح خطای پانل (ECM)، وجود رابطه کوتاهمدت و بلندمدت تولید برق از انواع انرژیهای تجدیدپذیر با رشد تولید ناخالص داخلی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که تولید برق بهوسیله انرژیهای تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر، سرمایه و نیرویکار دارای اثر مثبت و معنادار بر تولید ناخالص داخلی در کوتاهمدت و بلندمدت هستند، به گونهای که افزایش یک درصد در تولید برق بهوسیله انرژیهای تجدیدپذیر، تولید ناخالص داخلی را به میزان 066/0 درصد در بلندمدت افزایش میدهد درحالیکه تولید برق بهوسیله انرژیهای تجدیدناپذیر، تولید ناخالص داخلی را به میزان 054/0 درصد در بلندمدت افزایش میدهد. همچنین نتایج برآورد هر منبع نشان میدهد که تولید برق از منابع زیستتوده، خورشیدی، زباله و بادی اثر مثبت و معناداری بر تولید ناخالص داخلی دارد. به گونهای که یک درصد افزایش در تولید برق از زیستتوده، خورشیدی، زباله، بادی و زمینگرمایی به ترتیب تولید ناخالص داخلی را به میزان 010/0، 027/0، 033/0، 011/0 و 016/0 درصد افزایش میدهند. درحالیکه تولید برق از منبع هیدروالکتریک (برقآبی) دارای کشش 011/0 است که اثر مثبت بر تولید ناخالص داخلی داشته منتهی این اثر معنادار نیست.