سنجش توسعه‎ی پایدار محلّه‎های شهری با استفاده از منطق فازی و سیستم اطلاعات جغرافیایی (مطالعه‎ی موردی: منطقه‎ی 17 شهرداری تهران)

نویسندگان

1 دانشیار دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران

2 استادیار دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران

3 دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامه‎ریزی شهری، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران

doi
چکیده

از دهه‎ی 1980 به بعد توسعه‎ی پایدار به‎عنوان مفهوم اصلی و بنیادی در راهبرد حفاظت جهانی سازمان ملل و در گزارش برانت‎لند قرار گرفت. توسعه شهری پایدار نیز اهمّیّت بسزایی را در دل مفهوم توسعه‎ی پایدار دارد. شهرنشینی شتابان، هم‎زمان با ظهور و تکامل سرمایه‎داری در ایران، انباشت سرمایه، تمرکز فضایی ابزار تولید، بیشتر در چند شهر بزرگ کشور به‎ویژه تهران، انجام شد که نتیجه‎ای جز توسعه ناپایدار شهری دربرنداشت. هدف این مقاله استفاده از روش تلفیقی منطق فازی و سیستم اطلاعات جغرافیایی برای سنجش میزان پایداری در سطح محلّه‎های شهری تهران است، به‎دلیل وسعت زیاد محدوده‎ی مورد مطالعه، محلّه‎های منطقه‎ی 17 شهرداری تهران برای مطالعه‎ی موردی انتخاب شد. به همین دلیل، 20 شاخص مختلف اقتصادی ـ اجتماعی و کالبدی برای سنجش پایداری استفاده شد. در ابتدا شاخص‎ها به‎شیوه‎ی لایه‎ی اطلاعاتی، وارد سیستم اطلاعات جغرافیایی شد. برای تفاوت در مقیاس اندازه‎گیری، شاخص‎ها بی‎مقیاس شدند؛ سپس با استفاده از تابع عضویّت مثلّثی، هر شاخص جداگانه در داخل سیستم اطلاعات جغرافیایی فازی شد. پس از آن با استفاده از استدلال اوّلیّه و نهایی ممدانی، وضعیّت پایداری منطقه در نُه طبقه (کاملاً بد، خیلی بد، بد، نسبتاً بد، متوسّط، نسبتاً بالا، بالا، خیلی بالا، کاملاً بالا) دسته‎بندی شد و در پایان شاخص‎ها نافازی شدند. یافته‎های پژوهش نشان می‎دهد که استفاده از روش ترکیبی منطق فازی و سیستم اطلاعات جغرافیایی، تحلیل فضایی مطلوبی را از وضعیّت پایداری در سطح محلّه‎ها نشان می‎دهد. نتیجه‎ی مطالعه نشان می‎دهد که وضعیّت پایداری محلّه‎های شهری منطقه‎ی 17 در سطوح متوسّط و پایین از آن قرار دارند. از جهت پایداری، محلّه فلاح در وضعیّت متوسّط قرار دارد که بهترین وضعیّت را در بین محلّه‎ها دارد و بدترین وضعیّت از جهت پایداری برای محلّه‎ی بلورسازی است.