حکمت خودی و فلسفه شرقی در نگاه اقبال لاهوری
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه صدا و سیما و دانشگاه آزاد اسلامی واحد بهبهان
doi
10.22099/jrt.2013.2460چکیده
علامه اقبال لاهوری نظریهپرداز فلسفه و حکمت خودی است که حکمت درآمیخته با درد و عشق و نیز عشق همراه با حکمت و خردورزی و خودباوری را که از ژرفای فطرت، خلقت و حقیقت برخاسته، بیان میدارد. پیامدهای چنین حکمتی عبارتاند از: حرکت، حرارت، تپش، کوشش، مقاومت، پویایی، رهایی و تعالی: ای خوش آن کو از خودی آیینه ساخت و اندر آن آیینه عالم را شناخت (16، ص: 428) نقطهی نوری که نام او خودی است زیر خاک ما شرار زندگی است (9، ص: 14) یا: تو خودی اندر بدن تعمیر کن مشت خاک خویش را اکسیر کن (16، ص: 419) نظام دیدگاهی اقبال گونهای خرد و عرفان نورانی شرقی است که افزون بر نفی خرد غربی (سکولاریزم، فمنیسم، مارکسیسم، اپیکوریسم، نیهیلیسم، ناسیونالیسم، آمپریالیسم و ...) بر ابعاد گوناگون شخصیتی یک انسان آرمانی تأکید میورزد؛ انسانی که هم دارای خرد رحمانی و هم صاحبدل، پرتپش، پویا و ستمسوز است.