مدلسازی عوامل کلیدی مؤثر بر اصلاح الگوی مقرراتگذاری و نظارت بر صندوقهای بازنشستگی در ایران
نویسندگان
1 دکتری مدیریت مالی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه مالی و بانکداری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
3 استادیار گروه مالی و بانکداری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
4 استادیار گروه مالی و بانکداری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
5 استادیار گروه مالی و بانکداری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
چکیده
مطالعه صندوقهای بازنشستگی در اقتصاد ایران نشان میدهد که در حال حاضر این صندوقها بنا به دلایل مختلف با کسری و شکاف نقدینگی مواجه هستند. چالش عدم تعادل بین منابع و مصارف در صندوقهای بازنشستگی و پیامدهای منفی آن، به ویژه افزایش کسری صندوقها و به تبع آن افزایش تعهدات دولت در این حوزه، اجرای اصلاحات را در این صندوقها اجتناب ناپذیر نموده است. اما سؤال اساسی این است که با وجود درک بحران صندوقهای بازنشستگی برای کنشگران مختلف این حوزه، این اصلاحات عملیاتی نشده است. بر این اساس و با توجه به ماهیت پیچیده و چندبعدی بازنشستگی، جهت اصلاح ساختار تنظیم گری در این صندوقها، لازم است عوامل کلیدی مؤثر بر این اصلاح ساختار و نحوه اثرگذاری آنها شناسایی و تبیین گردد. در این مطالعه با استفاده از دو روش تحلیل مضمون (TA) و مدلسازی ساختاری-تفسیری (ISM) عوامل کلیدی اثرگذار بر اصلاح ساختار تنظیم-گری صندوقهای بازنشستگی شناسایی و با دستیابی به شبکه مضامین مدل ارتباطی بین عوامل مؤثر در شش سطح استخراج گردید و در نهایت جهت سنجش قدرت نفوذ و وابستگی عوامل از روش میک مک (MICMAC) استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که لازم است مسئولیت تدبیر امور بین نسلی در حوزه بازنشستگی به یک ناظر مستقل و فراقوهای بازنشستگی تفویض گردد.