بازاندیشی در مبانی قاعدة الواحد
نویسندگان
1 کارشناسارشد فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه اصفهان
2 استادیار فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه اصفهان
doi
چکیده
قاعدة الواحد، یکی از قدیمترین و پرحاشیهترین قواعد فلسفی است که همواره با مخالفتها و موافقتهای فراوان بهخصوص توسط متکلمان روبرو بوده است. بسته به تفاوتِ تعریفها از مبادی تصوری این قاعده، مصداق و مجرای این قاعده نیز تغییر کرده و از وحدتِ صادرِ اول تا تعدّدِ قوای نفس، کاربرد پیدا نموده است. مخالفان، اغلب این قاعده را ناقضِ فاعلیت و قدرت و ارادة مطلق خداوند شمردهاند. در این میان، در برخی از آثار سهروردی و صدرالمتألهین -که از مدافعان این قاعدهاند- نیز عباراتی وجود دارد که لازمهای جز نفی یا ترقیقِ بسیارِ این قاعده دربرنخواهد داشت. باید گفت برخی از حکما، از این قاعده، چونان «اصل ِاصیل» و «حصنِ حصین» دفاع کردهاند، اما با بازاندیشی در برخی مبادی این قاعده، میتوان ادلّة آن را موردِ نقد و بازنگری قرار داد تا معلوم گردد که برای دفاع از این نظریه، میبایست از دلایلِ دیگری بهره جست.