تناقض مفهومى و فقدان مصداقى در باب قاعدۀ الواحد (با تأکید بر تقریر محقّق طوسى)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری پردیس فارابی دانشگاه تهران
2 عضو هیأت علمی پردیس فارابی دانشگاه تهران
doi
چکیده
قاعدة الواحد همانند بسیاری از قواعد فلسفی، در بستر زمان با اشکالات و خردهگیریهای متعدّد اهل نظر مواجه بوده است. علیرغم دیدگاه مشهور، این قاعده نه تنها از سوی متکلّمان، بلکه توسّط برخی فلاسفه و عرفا نیز ـ دستکم به لحاظ مصداقی ـ به چالش کشیده شده است. نوشتار پیش رو پس از اشارهای به پیشینة این قاعده و انگیزة حکما از طرح آن، اهمّ تقریرات ناظر به این قاعده را به لحاظ مبادی نظری آن مورد تحلیل قرار میدهد. حاصل این تأمّلات حاکی از آن است که به جز تقریر محقّق طوسى ـ که کاملترین بیان نسبت به تقریرات متقدّمان و حتّی متأخّران از اوست ـ سایر بیانات اهل نظر، حائز ابهام ویژهاى پیرامون واحد در جانب معلول مىباشد؛ لذا با تقریر دقیقتر خواجه و عبور از این ابهام، تناقض مفهومی قاعدۀ مزبور به دلیل ابتنای آن بر اصل سنخیّت هویدا شده است.نگارندگان در ادامه با فرض صحّت قاعدۀ الواحد به لحاظ تئوریک، ایرادات مصداقی برخى اندیشمندان بر این اصل فلسفی را واکاوى مینماید. در این راستا مبرهن شد که این قاعده به لحاظ تطبیق بر جهان خارج، از جهات چهارگانهی ذیل فاقد مصداق است: اصل سنخیّت بین واجب و ممکن، واحد در جانب علّت، واحد در جانب معلول و مفهوم صدور در باب واجب متعال.