بررسی عوامل مؤثر در نمونهبرداری جهت سنیابی به روش لومینسانس نوری
نویسندگان
1 دانشیار، گروه زلزله شناسی، موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، ایران
doi
10.30499/ijg.2021.258503.1304چکیده
در چهل سال گذشته، سنیابی به روش لومینسانس تحریکشده با نور که زمان آخرین نورخوردگی رسوب و صفر شدن سیگنال لومینسانس را در رسوب بهطور مستقیم تعیین میکند، به ابزاری اصلی برای تعیین قدمت رسوبات تبدیل شده است. این روش که امروزه در جهان جایگاهی ویژه در علوم کواترنر یافته است، کاربردهای وﺳﯿﻌﯽ در ایران دارد و بهمرور، استفاده از آن جهت تعیین زمان وقوع زلزلههای دیرین، نرخ لغزش گسلها، دوره بازگشت زلزله، دورانهای گذشته آبوهوایی شامل دورانهای خشکسالی و مرطوب و همچنین تعیین زمان ساخت تأسیسات باستانی و رشد تمدن ایران گسترش یافته است. هرچه دقت سنیابی بیشتر باشد، دقت تفسیرهای ناشی از سن افزایش مییابد. نمونهبرداری دقیق از محل مناسب، دو عامل اصلی جهت بهدستآوردن سن دقیق حادثه مورد نظر است. اگرچه با توجه به هدف، محیط و موقعیت نمونهبرداری، راهبردهای گوناگونی برای نمونهبرداری وجود دارد، در هنگام نمونهبرداری ضروری است مبانی و اصول مربوطه درنظرگرفته شود. از جمله این راهبردها، وقوف کافی نسبت به فرضیههای مطالعه، منبع و تاریخچه رسوبات، وجود کوارتز یا فلدسپات پتاسیم در رسوبات، نقش نور، نقش رطوبت، اطمینان از نبود اغتشاش زیستی در خاک و رسوب و وجود تعادل رادیواکتیو در اطراف نمونه است. برای متأثر نشدن نمونه از عواملی همچون صفر شدگی ناقص در زمان دفن رسوب و جابهجا شدن دانهها با جانوران در دوران دفن رسوب، ضروری است دقت لازم رعایت شود.