رابطۀ طبیعت با خدا در دستگاه فکری اسپینوزا
نویسندگان
1 دانشیار فلسفه، دانشگاه تبریز
2 کارشناس ارشد دانشگاه تبریز
doi
چکیده
رابطة خدا با طبیعت از مسائل دشواری است که در همة ادوار تاریخ فلسفه بدان پرداختهاند. در دوران نوزایی و اوائل دورة جدید، این بحث دیگربار و بهگونهای چالشانگیز مورد توجه قرار گرفت و از جمله کسانی که بهتفصیل به تبیین ارتباط خدا با طبیعت پرداخت و دستگاه فکریاش را بر این محور بنیان نهاد، باروخ اسپینوزا میباشد. در مقالة پیشِ رو، رابطة خدا با طبیعت را در دستگاه فکری اسپینوزا بررسی میکنیم. در این باره در تاریخ فلسفه دو دیدگاه مطرح است: الف) خداناباوری یا الحاد، ب) همهخداانگاری یا وحدتوجود. دیدگاه نخست را اهل کنیسه به اسپینوزا نسبت دادند و از فیلسوفان، هیوم او را قائل بدان میدانست. اما دیدگاه غالبتر در میان اسپینوزاشناسان، قول به وحدت وجود است که از این حیث، او را گاه با وحدتوجودیان در سنتهای عرفانی مسیحیت و اسلام نیز میسنجند. البته دیدگاه سومی نیز در کار است به نام «همهدرخدایی» که گرچه در ظاهر به دیدگاه دوم نزدیک است، با خداباوری سازگارتر است و در این مقاله میکوشیم با استناد به متون اسپینوزا و واکاوی دو دیدگاه رایج، بهویژه وحدت وجود، نشان دهیم که این دیدگاه سوم در تفسیر اندیشه اسپینوزایی از دو دیدگاه نخست، سازگارتر و مقرونتر به صواب است.