بررسی لرزه خیزی، ریختشناسی و سازوکار کانونی زمینلرزههای تهران
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای ژئومورفولوژی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 Asisstant Professor, Kharazmi University Tehran, Iran
3 دانشیار دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
4 کارشناس ارشد ژئوفیزیک زلزله شناسی، پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله، تهران، ایران
doi
10.30499/ijg.2021.288372.1330چکیده
فلات ایران در کمربند لرزهخیز آلپ- هیمالیا قرار گرفته است. توسعه پایدار در مناطق لرزهخیز دنیا منوط به داشتن بانک جامع همه رویدادهای لرزهای مخرب تاریخی، رویدادهای لرزهای سدههای اخیر و تحلیل دقیق آنها برای طراحی قابل اعتماد ساختمانها و سازههای مهم است. بررسی اسناد و مدارک وقوع زمین لرزههای تاریخی و دستگاهی یکصد سال اخیر نشان میدهد منطقه البرز از فعالیت لرزهخیزی زیادی برخوردار بوده است. توسعه کلانشهر تهران و شهرکهای اطراف آن با توجه به قرارگیری در البرز مرکزی و برخورداری از تمرکز جمعیتی بسیار زیاد و قرارگیری مراکز تصمیمگیری اصلی حکمرانی، ضرورت مطالعه ریختشناختی و تأثیرگذاری آن بر لرزهخیزی و فعالیت گسلهای منطقه را اجتنابناپذیر ساخته است. در این پژوهش با هدف محاسبه دقیق موقعیت زمین لرزهها و گسلهای مسبب آنها، از شکلموج زمینلرزههای ایستگاههای لرزهنگاری موجود استفاده شده است. محاسبات نشان میدهد زمینلرزههای مهم، در اثر فعالیت گسلهای گستره تهران رخ دادهاند و سازوکار کانونی محاسبهشده با هندسه گسلها همخوانی دارد. تجمع کانون رویدادهای لرزهای البرز مرکزی در مناطق شمالی و شمال شرقی آن نسبت به مناطق جنوبی و شمال غربی آن بیشتر است. علاوهبراین، تراکم شواهد ریختشناختی، عوارض و زمینچهرهای مشاهدهشده در مناطق شمالی و شمال شرقی نیز از مناطق جنوبی و شمال غربی بیشتر است. این موضوع بیانگر وجود فعالیتهای زمینساختی بیشتر در مناطق شمالی و شمال شرقی و تأثیر آن بر ریختشناسی آن محدوده است. در بین سازوکارهای بهدستآمده، سازوکارهای فشاری و امتدادلغز، روند غالب را در منطقه دارند و مؤلفههای کوچکی از کشش نیز در بین سازوکارها مشاهده شده که نشاندهنده وجود سازوکارهای کششی در منطقه است. با توجه به پیچیدگیهای لرزهزمینساختی روندهای بنیادین در منطقه البرز، نتایج این مطالعه، اهمیت زیاد پوشش ایستگاهی مناسب منطقه و ضرورت پایش زمینلرزهها را تأیید میکند؛ ازاینرو نصب شبکههای لرزهنگاری متراکم حتی بهصورت موقت و البته با زمان استقرار طولانیتر در اطراف این گسلها برای برداشت دادههای لرزهای بیشتر و ثبت خردلرزهها ضروری بهنظرمیرسد.