نقش ناگویی هیجانی و کمال گرایی تربیتی در پیش بینی اضطراب فراگیر دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهرستان مرند

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی شبستر

2 دانشگاه فرهنگیان

doi
10.22034/naes.2024.469439.1498
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی و تعیین رابطه کمال گرایی تربیتی والدین و ناگویی هیجانی با نشانه های اضطراب فراگیر در دانش آموزان دختر شهرستان مرند انجام شد. پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهرستان مرند تشکیل می دادند (8447N=)، و بر اساس جدول مورگان و گرجسی از بین جامعه آماری، تعداد 370 نفربه روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند..ابزار پژوهش شامل مقیاس اضطراب منتشر(۷GAD-) (اسپیتزر و همکاران،2006) و پرسشنامه کمال گرایی(فرصت،1990) و پرسشنامه سنجش ناگویی هیجانی (الکسی تایما-،1987 ) بود. نتایج تحلیل همبستگی پیرسون گویای ارتباط معنی دار بین تمام ابعاد ناگویی هیجانی و خرده مقیاس های نگرانی درباره اشتباهات، شک درباره اعمال، انتقاد والدینی با اضطراب فراگیر بود؛ نتایج رگرسیون هم زمان نشان داد که از بین متغیرهای پیش بین، در مقیاس کمال گرایی تربیتی والدین؛ خرده مقیاس های (نگرانی درباره اشتباهات، شک و تردید درباره اعمال و انتقاد والدینی) ونیز همه خرده مقیاس های ناگویی هیجانی توانستند اضطراب فراگیر دانش آموزان دختر را پیش بینی کنند (05/0 p<). وهمچنین در ارتباط با نقش کمال گرایی تربیتی والدین در پیش بینی اضطراب فراگیر دانش آموزان دختر می توان گقت: والدین کمال گرا ممکن است آرزوها و هنجارهایی را که احساس می کنند خودشان نتوانسته اند به آنان برسند برای فرزندان خود به کار ببرند، رفتارهای آنان را به صورت انتقادی ارزیابی کنند و درگیر فنون کنترل روانشناختی که یکی از مولفه های فرزندپروری است، شوند و همین توقعات بالا و انتقادهایی که به عملکرد و رفتار کودکانشان می کنند منجر به اضطراب در کودکان می شود (بلت، 1995). در ضمن، متغیرهای پیش بین توانستند حدود 25 درصد واریانس مربوط به اضطراب فراگیر دانش آموزان را تبیین کنند. باتوجه به نتایج بدست آمده میتوان نتیجه گرفت که با تربیت مناسب و پیشگیری از ایجاد و رشد ناگویی هیجانی می توان از بروز و تداوم اضطراب فراگیر در دانش آموزان ممانعت به عمل آورد.