بررسی تطبیقی فقر در حکمت متعالیه و عرفان
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشجوی دکتری دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22099/jrt.2013.2387چکیده
از فقر موجودات ممکن، در هر دو حوزهی فلسفه و عرفان، سخن بسیار است. در میان مکاتب فلسفی، حکمت متعالیه قرابت بیشتری با عرفان اسلامی دارد و فقری که در این دو حوزه تعریف و تبیین میشود بسیار به یکدیگر نزدیکاند. در حکمت متعالیه، بر پیشانی موجودات ممکن داغ فقر و هلاکت ذاتی خورده است، به گونهای که عین ربط به علت خویشاند و از خود هیچ ندارند، بلکه به تعبیر دقیقتر، خودی ندارند. در عرفان نیز جز الف قامت یار چیزی دیگر در عالم هستی هویدا نیست و آنچه از کثرتها در سرای وجود دیده میشود از یکسو عین فقر و روسیاهی و از سوی دیگر، وجوه و شؤونات ذات حق است. در این نوشتار، به مقایسهی معنا و مفهوم فقر در حکمت متعالیه و عرفان میپردازیم تا در هر دو حوزه، با بیان تفاوتها و شباهتها، حقیقت آن سوی این روسیاهی را به تحقیق بنشینیم.