فلسفه ی قاره ای و تأثیر آن بر فلسفه ی تعلیم و تربیت
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه قم
doi
10.22099/jrt.2013.1153چکیده
فلسفهی قارّهای نامی است که در عصر حاضر، بر یکی از دو بینش فلسفی غالب در مغرب زمین بنا نهاده شده است و این نامگذاری بدان جهت است که این دیدگاه عمدتاً در قارهی اروپا و در تفسیری دقیقتر، در کشورهای غیر انگلیسیزبان، مانند فرانسه و آلمان رشد یافته است. فلسفهی قارّهای به مباحث وجودی، اخلاقی، اجتماعی و به طور کلی، موضوعات انسانشناختی میپردازد و در همین مباحث و موضوعات، بر فلسفهی تعلیم و تربیت تأثیر داشته است. پاسخ به سؤالِ «مهمترین ویژگیهای فلسفهی قارّهای چیست و چه تأثیری بر فلسفهی تعلیم و تربیت داشته است؟» مهمترین هدفی است که مقالهی حاضر دنبال میکند. روش مطالعه در این تحقیق، از نوع مطالعات نظری استنتاجی است که بررسی، تحلیل و استنتاجِ مباحث، پایههای اصلی این روش به حساب میآیند. نتایج حاصل از تحقیق، نشانگر آن است که فلسفهی قارّهای با اندیشههای هگل شروع میشود و تا جدیدترین دیدگاههای مطرح در عصر کنونی، یعنی پساساختارگرایی و پستمدرنیسم ادامه مییابد. فیلسوفان قارّهای دارای اندیشههای گوناگون و متکثری هستند که در شاخههای متفاوتِ این دیدگاه تبلور یافته است. در این مقاله، به تحقیق و تفحص در خصوص دیدگاهها و بینشهایی در فلسفهی قارّهای پرداخته شده است که بر فلسفهی تعلیم و تربیت تأثیر داشتهاند. فیلسوفان قارّهای به اکثر موضوعات تربیتی، مانند تربیت اجتماعی، تربیت فردی، تربیت اخلاقی و مشکلات و موضوعات نظامهای آموزشی، پرداختهاند و تفاوت در اندیشههای آنان مربوط به شاخههای مختلف از فلسفهی قارّهای است.