متافیزیک ارسطو و ابن سینا در تقابل با دیدگاه مثُل
نویسندگان
1 مدرس دانشگاه پیام نور شیراز
doi
10.22099/jrt.2013.1154چکیده
بنا بر متافیزیک افلاطون، اعتقاد بر این است که برای هر یک از انواع موجود در عالم ماده، فردی نوری مجردعقلانی مستقل قائم به ذات در عالم مجردات موجود است که مدبر انواع مادی خود میباشد. در واقع، افلاطون با ارائهی این دیدگاه، به دنبال آن بود که بتواند باور به عنصر بقا و پایداری و به تبع آن، شناخت یقینی نسبت به اشیا را موجه نماید. دیدگاه مُثُل در تقابل با متافیزیک ارسطو و ابن سینا، غیرمبرهن و غیرمنطقی شناخته شده است. نگارنده در صدد آن است که ضمن ترسیم ساختار کلی دیدگاه مثل و بیان براهین ارائهشده در نفی و اثبات این دیدگاه، باارزیابی تقابل دو نظام متافیزیکی (متافیزیک ارسطو - ابن سینا و متافیزیک افلاطونی) نشان دهد که تا چه اندازه متافیزیک افلاطون در تقابل با متافیزیک ارسطو و ابن سینا، قادر به اثبات عالمی مافوق جهان محسوس میباشد. در پایان مقاله نیز اشارهای کوتاه به یک فرضیه داریم که میتواند با رویکردی میانرشتهای در ایجاد سازگاری و تمرکز میان فلسفه و دیگر علوم، نقش شایان توجهای داشته باشد.