یگانگی زن- زمین باوری بازمانده از آیین پرستش الهۀ مادر(بررسی شعر شاعران فمنیست معاصردر چارچوب نظریۀ آمیختگی مفهومی)
نویسندگان
1 مدرس دانشگاه پیام نور
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند
3 دانشیارگروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند
doi
10.22077/jcrl.2025.8240.1164چکیده
ارتباط تنگاتنگ آیینهای حاصلخیزی و باروری با «زمین» و «زن» سبب شده است که مفهومی آمیخته از زمین- زن شکل بگیرد که در برخی از اساطیر، از جمله اسطورۀ الهۀ مادر، تجلی یافته است. با توجه به ماندگاری این اساطیر، آمیزۀ فوق در ذهن انسان امروزی نیز رسوب کرده است. یکی از جلوههای بارز نقشآفرینی این اساطیر، ادبیات، بویژه شعر است. هدف از این مقاله، بررسی بازتاب آیینهای مرتبط با زن- زمین در شعر معاصر فارسی است. برای این منظور، شعر چهار شاعر فمینیست که تمرکز بر اساطیر و آیینها، مشخصۀ اصلی شعرشان است، گزینش و ارزیابی شده است. این تحقیق، بر این فرضیه بنا شده است که، آیین پرستش الهۀ مادر، به شعر امروز نیز رسیده و به شکل آمیختن زن و طبیعت در شعر معاصرباقی ماندهاست. ازآنجا که این آیین به جوامع مادرشاهی اختصاص داشته، طبیعی است که پرستش الهۀ مادر در تفکر فمنیستها اهمیت بالایی دارد و در آرای خود به آن ارجاع میدهند. به همان نسبت شاعران زن، بویژه شاعران منتخب که گرایش به فمنیسم از مشخصههای عمومی شعرشان است نیز، قرابتی با موضوع احساس میکنند و پیوند بیواسطه و عمیقتری با زمین برقرارمینمایند. همچنین، ظهور و بروز باور آمیختگی زن و زمین به دو شکل دیده میشود: گاه زمین با زن یا صفات زنانهای مانند آبستنی، عروسی، بکارت و... آمیخته میشود، یا برعکس، وجود زن با زمین ادغام میگردد؛ یعنی گاه زمین، زن است؛ گاه زن، زمین است.