آزمون تجربی مقایسه کارایی مدل‌های هزینه سهام عادی تحت ابهام اطلاعاتی و ارتباط ارزشی سود

نویسندگان

1 استادیار، گروه حسابداری، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران.

2 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.

3 دانشیار، گروه حسابداری، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران

4 استادیار گروه حسابداری، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران.

doi
10.22059/acctgrev.2020.288400.1008263
چکیده

هدف: هزینه سرمایه سهام عادی، به حداقل نرخ بازده مورد انتظار گفته می‌شود و یکی از ابزارهای بسیار مهم در بسیاری از تصمیم‌گیری‌های مالی و مدیریتی است که از عوامل متعددی نظیر نقدینگی، اهرم مالی، جریان نقد عملیاتی، اندازه شرکت و سودآوری متأثر می‌شود. پیامد ابهام اطلاعاتی موجب می‌شود که ریسک سرمایه‌گذاری و به‌دنبال آن، هزینه سهام عادی افزایش یابد و همچنین افزایش ارتباط ارزشی سود موجب می‌شود که ریسک و به‌تبع آن، هزینه سهام عادی کاهش یابد. از این رو، هدف پژوهش حاضر، ارائه آزمون تجربی مقایسه کارایی مدل‌های هزینه سهام عادی تحت تأثیر ابهام اطلاعاتی و ارتباط ارزشی سود است.  روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، داده‌های 104 شرکت نمونه، در بازه زمانی 7 ساله از 1391 تا 1397 جمع‌آوری شد و به‌شیوه تحلیل توصیفی با اجرای آزمون تحلیل پوششی داده‌ها و آزمون کروسکال والیس تجزیه و تحلیل شدند. برای مقایسه کارایی از مدل‌های رشد گوردون و اولسون جونتر استفاده شد. یافته‌ها: با در نظر گرفتن نتایج آزمون‌ها و مقایسه توان تبیین‌کنندگی و دقت هریک از مدل‌ها، می‌توان گفت که دو مدل اولسون جونتر و گوردون در سطوح اطمینان مختلف از اعتبار مناسب و اتکاپذیری برخوردارند و از لحاظ مقایسه‌ای تفاوت معناداری بین این دو مدل وجود دارد. نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج، در شرایط پرریسک وکم‌ریسک مدل اولسون جونتر در مقایسه با مدل رشد گوردون کارایی بیشتری دارد و هزینه سهام عادی برآوردشده از این مدل برای تصمیم‌گیری از طریق مصون‌سازی پرتفوی از زیان‌های احتمالی سودمند است.