تعابیر متفاوت از «ماهیت» نزد ملاصدرا و علامه طباطبایی و تأثیر آن بر بداهت نظریه اصالت وجود
نویسندگان
1 استاد گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس
2 دانش آموختة دکتری فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه تربیت مدرس
3 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه تربیت مدرس
4 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه تربیت مدرس
doi
چکیده
این مقاله در تلاش است ضمن واکاوی تفاوت تعبیر ملاصدرا و علامه طباطبایی از «ماهیت»، تأثیر این تفاوت را در نظریۀ اصالت وجود و بداهت آن بازشناسی کند. تعابیر دوگانهای از «ماهیت» در آثار ملاصدرا وجود دارد. اما به نظر میرسد تعبیری که در آن واقعیت، متشکل از وجود (به صورت اولاً و بالذات) و ماهیت (به صورت ثانیاً و بالعرض) است، با ساختار فلسفی ملاصدرا سازگاری بیشتری دارد. اما در نظر علامه طباطبایی، واقعیت همان وجود است و چنین نیست که واقعیت از ماهیت نیز تشکیل شده باشد. ماهیت ظهور حدود، سلوب و اعدام ذاتی وجودات خاص در ذهن است. بنابراین، محکی خارجی ماهیت، همین اعدام ذاتی و حدود وجودی هستند که به عنوان اموری اعتباری و مشابه عدم مضاف تعبیر میشوند. از سوی دیگر، با هر دو تعبیر از ماهیت، نظریۀ اصالت وجود امری بدیهی و بینیاز از اثبات خواهد بود و براهین ارائه شده برای آن صرفاً جنبۀ تنبیهی دارند. اما دیدگاه علامه به بداهت نزدیکتر است و گزارۀ «وجود اصیل است» نزد ایشان گزارهای تحلیلی قلمداد میشود.