افزایش یادگیری حسابداری بهوسیله نقشه مفهومی
نویسندگان
1 استاد، گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2 مربی، گروه حسابداری، مؤسسه آموزش عالی زند، شیراز، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2019.280046.1008166چکیده
هدف: پژوهش بین رشتهای (حسابداری و روانشناسی) حاضر با هدف بررسی تأثیر نقشه مفهومی بهعنوان یک ابزار روانشناسی که با شاخصهای استانداردهای بینالمللی آموزش حسابداری همخوانی دارد، بر یادگیری دانشجویان حسابداری میانه 1 انجام شده است. روش: در این پژوهش از فن پیشآزمون و پسآزمون برای جمعآوری دادهها و از تجزیه و تحلیل کوواریانس (آنکوا) برای آزمون دادهها استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی دانشجویان حسابداری میانه 1 مؤسسه آموزش عالی زند شیراز در نیم سال تحصیلی اول و دوم سالهای 1396 و 1397 است. انتخاب نمونه آماری بر اساس جامعه در دسترس بود و در مجموع 70 نفر (35 نفر گروه آزمون و 35 نفر گروه کنترل) از دو گروه حسابداری میانه1 انتخاب شدند و نمره پایان ترم دانشجویان بهعنوان شاخص یادگیری مد نظر قرار گرفت. شایان ذکر است که مدرس هر دو گروه یکی از پژوهشگران بود. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که نمرههای پیشآزمون تأثیر معناداری بر نمرههای پسآزمون ندارند. از طرف دیگر، مقدار سطح معناداری آزمون آنکوای گروهها برابر با صفر شد، بنابراین مشخص میشود که بین نمرههای پسآزمون (نمرههای یادگیری) گروهها تفاوت معناداری وجود دارد. به بیان دیگر، تفاوت یادگیری در نمرههای پسآزمونِ گروه آزمون (نقشه مفهومی) نشئت گرفته از نمرههای پیشآزمون (دانش اولیه دانشجویان) نیست، بلکه از نقشه مفهومی نشئت گرفته است. نتیجهگیری: نقشه مفهومی با شاخص مهارتهای ذهنی مطابقت دارد و ابزار مناسبی برای ارتقای یادگیری معنادار مفاهیم حسابداری است.