تبیین الگوی مفهومی چرایی و چگونگی مدیریت سود بانک‎ها؛ رویکرد نظریه زمینه‌ای

نویسندگان

1 دانشیار، گروه حسابداری، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/acctgrev.2019.284131.1008203
چکیده

هدف: سود، پیش‌بینی‌کننده‎ای حیاتی از سلامت بانک است. مدیریت سود توسط بانک‌ها، همواره در کانون توجه نهادهای ناظر بانکی، حسابرسان و وضع‌کنندگان استانداردها بوده است؛ زیرا بر ثبات سیستم مالی اثرهای مثبت و بر شفافیت گزارشگری مالی اثرهای منفی دارد. نظر به اهمیت مدیریت سود در پژوهش‌های حسابداری جهان و ایران و همچنین خلأ پژوهش‌های کمی و کیفی موجود این حوزه در صنعت بانکداری ایران و خلأ پژوهش کیفی مدیریت سود در سطح جهان، این پژوهش قصد دارد به کشف مفاهیم چیستی، چرایی و چگونگی پدیده مدیریت سود در این صنعت از دید کنشگران بپردازد. روش: روش‌شناسی این پژوهش نظریه زمینه‌ای با ابزار مصاحبه عمیق ساختارنیافته است. به همین منظور با 17 نفر از خبرگان این صنعت (حسابرسان مستقل و داخلی، مدیران عالی‌رتبه و اجرایی بانک‌ها، استادان دانشگاهی فعال در صنعت و تحلیلگران و ناظران بازار سرمایه) مصاحبه‌هایی انجام گرفت. تحلیل مصاحبه‌ها، به‌طور کامل با نرم‌افزار تحلیل داده‌های کیفی اطلس‎ تی و کدگذاری سه مرحله‌ای باز، محوری و انتخابی انجام شده است. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش، به ارائه الگوی مفهومی، مبتنی بر پارادایم استراوس و کوربین منجر شد که از تحلیل داده‌های متنی و استخراج 213 کد باز و انتزاع آنها به 38 مقوله فرعی و 21 مقوله اصلی به ‎دست آمد. نتیجه‌گیری: تحلیل‌ها نشان می‌دهد که «دستیابی به سود هدف» مقوله محوری است. مهم‌ترین راهبرد انجام مدیریت سود بانک‌ها، دستکاری ذخیره مطالبات مشکوک‌الوصول تسهیلات است و در نهایت، «تحریف گزارشگری مالی» و «آریستوکراسی پولی بانک‌ها» پیامد مدیریت سود بانک‌هاست. ماهیت الگوی مفهومی ارائه‌شده در این پژوهش، بر سازه اجتماعی و فرایند مشاوره و کنش متقابل کنشگران متخصص در صنعت بانکداری مبتنی است و نتایج کیفی حاصل از این پژوهش، در دانش‌افزایی متون مدیریت سود بانک‌ها و گسترش آن به سایر صنایع و مقایسه کیفی آن سهم بسزایی دارد.