بررسی نظریۀ «توحید وجود» (ذوق التأله) از منظر جلالالدین دوانی متقدم و متأخر
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشکدۀ الهیات دانشگاه تهران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه و حکمت اسلامی دانشکدۀ الهیات دانشگاه تهران
doi
چکیده
جلالالدین دوانی بنابر اکثر آثار به جای مانده از او دارای مشربی اشعری بوده است و گرایش به اصالت ماهیت در آثارش فراوان دیده میشود. وی در رسائل و کتابهای خویش با این دیدگاه به تبیین نظریۀ «ذوق التأله» خود پرداخته است و به وحدت وجود در حق و کثرت ماهیات منسوب به حق قائل شده است. او به نوعی سعی دارد، علاوه بر حفظ مواضع اشعری خویش، از دیدگاه عرفا در مسئلۀ «صدور کثیر از واحد» تفسیری اشعری بیان کند. اما وی در طی یک انقلاب درونی و یک مبشرۀ علوی از مواضع پیشین خود دست کشیده است و با نگارش رسالۀ «الزوراء» روی به سوی اهل عرفان و معرفت میگرداند. وی در این رساله وجود را منحصر در حق میداند و صراحتاً اشاره میکند که معلول به اعتبار ذات خود معدوم و بلکه ممتنع است و فقط در نسبت با علت است که موجود خوانده میشود. با تأمل در این رساله روشن میشود که برداشت رایج از نظریۀ ذوق التأله مبنی بر اصالت وجود در حق و اصالت ماهیت در ممکنات، برداشتی بدون توجه به منویات دوانی متأخر (دوانی به روایت الزوراء) است. همچنین، روشن میگردد که مراد وی از نسبت و اضافه، اضافۀ اشراقی است و در واقع معلول عین نسبت و اضافه به علت است. وی صراحتاّ از تجلی دم زده، غیر حق را از شؤون و اطوار حق دانسته است و بیان میدارد که این وجود حق است که در ممکنات به ظهور رسیده است و در نتیجه به اندیشۀ عرفا و علی الخصوص محیالدین ابن عربی نزدیک میشود