زمان در پدیدارشناسی وجودی هایدگر و آنتولوژی صدرائی
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی
doi
چکیده
بحث زمان و ارتباط آن با هستی یکی از مباحث مهم فلسفی است. حقیقت زمان و رابطۀ آن با هستی و انسان پرسشهای مطرح در تاریخ تفکرات فلسفی بودهاند. زمان در اندیشۀ ملاصدرا در عالم طبیعت، جلوهای از هستی است؛ هستی صدرا که هستی عام و اعم از سیال و ثابت بوده و زمان، منتزع از وجود سیال است. ملاصدرا با تلقی زمان به عنوان بُعد چهارم جسم، در اندیشۀ گذشتگان تحول جدی پدید می آورد و با این نگاه گسست میان اجزای زمان را از بین میبرد. در هایدگر، با اینکه از وجود عام سخن به میان میآید، اما زمان در وجود انسانی یا دازاین قابل فهم است؛ لذا دربارۀ زمان، گذشته و آینده و حال، نه به عنوان مفهوم و قطعات فرضی زمان، بلکه به عنوان ابعاد وجودی حضور سخن به میان میآید. طبیعت و انسان در فلسفۀ ملاصدرا در افق زمان فهمیده میشود و در هایدگر از تاریخ و هویت تاریخمند وجود آدمی بحث میشود.