بررسی رابطه بین سازوکارهای راهبری شرکتی برون‎سازمانی و تقلب مالی با تمرکز بر ارزیابی شناختی از تجویزهای تئوری نمایندگی

نویسندگان

1 استادیار، گروه حسابداری، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه حسابداری، مؤسسه آموزش عالی باختر، ایلام، ایران

3 استادیار، گروه اقتصاد، دانشکده مدیریت و حسابداری مؤسسه آموزش عالی باختر، ایلام، ایران

doi
10.22059/acctgrev.2019.275806.1008116
چکیده

هدف: از یک سو، بر اساس یکی از فروض بنیادین نظریه نمایندگی، فشار برون‎سازمانی اعمال شده بر مدیران، احتمال انحراف اخلاقی بالقوه آنان را کاهش می‎دهد و از سویی دیگر، استدلال نظریه ارزیابی شناختی آن است که انتظارات قوی از مدیران ناشی از سازوکارهای راهبری برون‎سازمانی، ضمن محدود کردن حس استقلال آنان، انگیزه درونی آنان برای درستکاری را کاهش می‎دهد و به‎طور بالقوه به تقلب مالی منجر می‎شود. با توجه به استدلال‌های متناقض ذکر شده، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سازوکارهای راهبری شرکتی برون‎سازمانی و تقلب مالی با تمرکز بر ارزیابی شناختی از تجویزهای نظریه نمایندگی است. روش: در این پژوهش سازوکارهای راهبری برون‎سازمانی با استفاده از مالکیت نهادی اختصاصی و قدرت وام‌دهندگان سنجیده شده است. دو فرضیه پژوهش با استفاده از اطلاعات 128 شرکت پذیرفته شده در شرکت بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1390 تا 1395 (شامل 768 مشاهده شرکت ـ سال) و به‌کارگیری رگرسیون لجستیک آزمون و تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج نشان داد که وجود مالکیت نهادی اختصاصی و ‌قدرت وام‌دهندگان به‌عنوان سازوکارهای راهبری شرکتی برون‎سازمانی، بر احتمال تقلب مالی تأثیر مثبت و معناداری دارند. به بیان دیگر، فشار برون‎سازمانی از سوی مالکان و وام‌دهندگان، احتمال تقلب مالی مدیران را افزایش می‎دهد. نتیجه‌گیری: زمانی که مدیران با کنترل‌های سخت‌گیرانه برون‎سازمانی مواجه شوند، به احتمال بیشتری درگیر رفتارهای متقلبانه می‎شوند. این یافته، عکس نتیجه‌ای است که مطابق با نظریه نمایندگی از کارکرد کنترل‌های برون‎سازمانی بر فعالیت‌های فرصت‌طلبانه مدیران انتظار می‎رود.