بررسی شرایط امکان تحقق حقیقت مکان و سکنی گزیدن

نویسندگان

1 دانشگاه اصفهان

2 دانشگاه اصفهان

doi
چکیده

مکان به عنوان یکی از مفاهیم پایه در معماری و شهرسازی از طریق معماری به عنوان هنر آشکار  می­شود. مبنای نظری این مقاله اندیشۀ «مارتین هایدگر» فیلسوف و پدیدارشناس آلمانی (1976-1889) است. بر این اساس برآنیم تا دریابیم مکان چگونه آشکار می­شود و هنر (در اینجا معماری) اساساً چه نقشی درآشکارگی مکان ایفا می­کند؟ در روزگار مدرن توجه به گوهر مکان به فراموشی سپرده شده و مکان به امری کمی تنزل یافته است. با استفاده از روش تحقیق پدیدارشناسی هرمنوتیک برای آشکار کردن و رسیدن به حقیقت مکان سراغ هنر می رویم. از دیدگاه هایدگر در هنر حقیقت آشکار می­شود؛ چرا که هنر یکی از طرق اساسی تحقق حقیقت به معنای نامستوری است. بر همین اساس هنر معماری هنری است که می­تواند مکان را به عنوان یکی از ارکان خود، نامستور و آشکار کند. معماری به واسطۀ «ساختن»، خصوصیات یک محیط را عینی می سازد و فضای خالی را به مکانی غنی برای رسیدن به هدفی به نام سکنی گزیدن، تبدیل می­کند. معماری به عنوان هنر چیزی را بازنمایی نمی­کند، بلکه حقیقت مکان را حاضر و دیدنی می­سازد. هدف اصیل معماران این است که مکان را در نسبت با نوع هستی آدمی به عنوان وجود در جهان آشکار کنند و بی­مکانی روزگار مدرن را کمرنگ نمایند. در این مقاله ابتدا دیدگاه هایدگر پیرامون کار هنری تبیین می­شود و سپس در یک مطالعۀ تطبیقی تأثیر این دیدگاه در آشکار شدن مکان در معماری در مقام هنر مورد بررسی قرار می گیرد.