اعتبار قاعده ی الواحد در نظام های وحدت وجودی: در پرتوی ارتباطش با قاعده ی «بسیط الحقیقه»

نویسندگان

1 استادیار مدرسه عالی شهید مطهری

doi
10.22099/jrt.2013.1170
چکیده

در این مقاله، قاعده‌ی معروف الواحد در نظام‌های وحدت وجودی ارزیابی می‌شود و با توجه به قاعده‌ی دیگری که عموماً برای چنین نظام‌هایی بنیادی است، یعنی «قاعده‌ی بسیط الحقیقه کل الاشیاء»، نتیجه خواهیم گرفت که نظر به بساطت محضِ «مصدر» که به معنای جامعیت و کل الوجود بودن است، دیگر به تبیین و تحکیم قاعده‌ی الواحد برطبق روال مرسوم نیازی نیست. در طراحی استدلال‌های مرسوم، برای اثبات قاعده‌ی الواحد یک تقابل رفع ‌نشدنی میان وحدت و کثرت فرض شده است. به نظر می‌رسد تلقی تقابل و اجتماع ‌ناپذیر بودن وحدت و کثرت، ریشه در نادیده گرفتن قاعده‌ی بسیط‌الحقیقه دارد. به این قاعده در نظام‌هایی که نوعاً وحدت وجودی نیستند توجه نشده است و لذا می‌توان ادعا کرد که بهادادن به قاعده‌ی‌الواحد، با همان سبک و سیاق مرسوم، غفلت از وحدت صرفه‌ی وجود حق بوده است. وحدت صرفه، چون تقابل میان وحدت و کثرت را می‌زداید، اعتبار قاعده‌ی‌ الواحد را، بدان‌گونه که مبتنی بر چنین تقابلی است، مخدوش می‌سازد، زیرا این‌جا دیگر «وحدت»، چه در «مصدر» وچه در«صادر» هیچ‌کدام مقابل «کثرت» نیست، بلکه در اولی به‌نحو کثرت است در وحدت و در دومی به‌نحو وحدت است در کثرت. از همین‌روست که در اندیشه‌ی ابن‌عربی و نیز ملاصدرا، نفس رحمانی یا حقٌ مخلوقٌ به (که همان وجود ساری در ماسواست) تنها صادر و صادر اول و آخر است. در همین چارچوب، معنای «صدور» به ناچار نیازمند تحولی اساسی بوده، مبدل به معنای«ظهور» خواهد شد. هم‌چنین در این زمینه، تأمل و ارزیابی «مجعول حقیقی» و  «سنخیت» میان علت و معلول از نو باید صورت گیرد.