نظریهی تفسیری نوپراگماتیسم
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه باقرالعلوم
doi
10.22099/jrt.2013.1174چکیده
تلقی سنتی و کلاسیک از فهم و تفسیر متن بر آن است که معنای متن مستقل از قرائت و مقدم بر تفسیر خوانندگان، موجود است و به قصد و نیّت مؤلف وابسته است. نوپراگماتیسم یک مکتب فکری پستمدرن از زمره رویکردهای تفسیری «خوانندهمحور» و ذهنیگرا محسوب میشود که در تحلیل خود از فرایند قرائت متن، نقش محوری را به مفسر داده و سهم بسیار ناچیزی برای متن قائل است. مقالهی حاضر ضمن تشریح مبانی نظری و فلسفی رویکرد نوپراگماتیسمی به تفسیر متن (که در آثار ریچارد رورتی و استانلی فیش متبلور است) و نقد و ارزیابی آن، وجوه ضعف و نارسایی آن را خاطرنشان میکند.