فخر رازی بر سر دو راهی جبر و اختیار
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
2 استاد دانشگاه تهران
doi
10.22099/jrt.2013.1175چکیده
مسألهی جبر و اختیار یکی از مسایل مهم در حوزهی افعال الاهی است که همواره ذهن انسانها را از ابتدای تاریخ تاکنون به خود مشغول داشته است. در این میان، جهمیه را طرفداران جبر محض، اشاعره را طرفداران جبر محض در یک مرحله و طرفدار کسب در مرحلهی دیگر، معتزله و قدریه را طرفداران اختیار محض و امامیه را طرفداران امر بین الامرین یاد کردهاند. بر این اساس، فخر رازی نیز به منزلهی یکی از برجستهترین متکلمان اشعری، جبرگرا دانسته شده است. نگارنده در این مقاله، با جستوجوی کامل در آثار فخر رازی، موضع وی در قبال نظریات فوق را به دست آورده و نشان داده است که فخر رازی نه یک جبرگرای محض است و نه یک اختیارگرای محض، بلکه ضمن قادر و مختار دانستن انسان از یک طرف، و قول به عمومیت قضا و قدر الاهی از طرف دیگر، سعی کرده است تا میان این دو قول جمع نماید، ولی با وجود آنکه همواره در جستوجوی راهی میانِ جبر و اختیار بوده و برای فرار از جبر و توجیه اختیار و مسؤولیت انسان، همانند سایر اشاعره، به نظریهی کسب گراییده، چون آن را ناتمام یافته، به نظریهی امر بین الامرین روی آورده است. البته در تبیین این نظریه نیز توفیقی نیافته و آن را طوری تبیین نموده که به جبر منجر شده است. بنابراین بهرغم اعتراف به اختیار انسان، بر سر دو راهی تردید میان جبر و اختیار باقی مانده، ضمن معرفی انسان به منزلهی مضطری در صورت مختار، قائل به غموض و پیچیدگی مسأله شده و افراد را از خوض در این مسایل غامض بر حذر داشته است.