پیامد کلامی نظام معرفتی پسامدرن

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه مازندران

doi
10.22099/jrt.2013.1181
چکیده

ارائه‌ی تفسیر جدید از شناخت در عصر پسامدرن سبب تغییر جهان‌بینی در فرهنگ غرب گردید. این‌ دوره اگرچه دربردارنده‌ی عناصر فکری مختلفی است، نویسنده بحث خود را محدود به جزء معرفتی دوره‌ی مذکور می‌نماید. نویسنده بر آن است تا ضمن بیان تحلیلیِ مبانی معرفت‌شناختیِ عصر پسامدرن، پیامد و لوازم معرفت‌شناختی آن را در قالب نگرش دینی بررسی کند. در این ‌باره مدعای نویسنده این است که میان مفروضات و مبانی معرفت‌شناختی عصر پسامدرن و مبانی معرفتی موجود در دین تعارضی وجود ندارد. عصر پسامدرن با بازنگری در مفروضات معرفت‌شناختی عصر جدید، تفسیر جدیدی از عقلانیت و حقیقت به همراه خود آورد. تأکید به درهم‌تنیدگی ذهن و عین، از دست رفتن اعتبار تفکیک سوژه - ابژه و کنار نهادن نقش بی‌طرفانه و منفعلانه‌ی ذهن در فرایند شناخت از ویژگی‌های عمده‌ی معرفت‌شناسی این دوره است. می‌توان به منزله‌ی نتیجه‌ی تحقیق پذیرفت که عصر پسامدرن با توجه به مبانی معرفتی‌اش در مقایسه با مفروضات معرفتی عصر جدید، قادر است شرایط مناسب‌تر و موفق‌تری را در دفاع از ارزش و جایگاه معرفتی باور‌های دینی فراهم نماید. وجود آموزه‌هایی مانند کران‌ناپذیری خداوند (که مستلزم کران‌ناپذیری فعل الاهی است) و هم‌چنین ایده‌ی وقوع من غیر احتساب امور در دین با جهان‌بینی پسامدرن توجیه‌پذیر است.