بررسی بسامد مدلهای وحدت و کثرت نوعی انسان در نگرش وجودی فیض کاشانی
نویسندگان
1 دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی
doi
چکیده
با پذیرش مبانی و اصولی چون وحدت تشکیکی و حرکت وجودی ارادی در نگرش وجودی حکمت متعالیه، گشودگی و گستردگیای در انسان رخ میدهد که در آن، انسان از وحدت نوعی متواطی فاصله گرفته و در قلمرو وحدت نوعی مشکک و کثرت نوعی قرار میگیرد. فیض کاشانی در مواضعی بر پایة وحدت نوعی انسان مباحثی را مطرح کرده و از افراد انسانی سخن گفته است. اما همو براساس نگرش وجودی و با استمداد از مبانی یاد شده، مباحثی مطرح نموده است که با توجه به امکانات درونی آن میتوان مدلهایی از وحدت و کثرت نوعی انسان را از آنها استنباط کرد که از آن جملهاند: وحدت نوعی مشکک، کثرت نوعی ماهوی ملازم با وحدت نوعی مشکک، کثرت نوعی اسمایی. گفتنی است: در این جستار این مدلها نه بطور پراکنده و فارغ از مؤلفة زمان، بلکه بسامد مدلها برحسب مقاطع مختلف سنی فیض در آثار او بررسی میشود.