مقایسه سازوکارهای گسلههای فعال در ترانشههای دیرینه لرزهشناسی و سازوکارهای کانونی در جنوب البرز مرکزی
نویسندگان
1 دانشیار پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله، تهران، ایران
doi
10.30499/ijg.2020.106199چکیده
صفحههای گسلی از سه ترانشه (مطالعات دیرینه لرزهشناسی) با سنهای پلایستوسن جوان و هولوسن با سازوکارهای کانونی مقایسه شدهاند تا ارتباط میان این دو داده مشخص شود. نشان داده شدکه ارتباط مستقیم میان دادههای سطحی (گسلهها و خشخط آنها) و دادههای عمقی (سازوکار کانونی) وجود دارد. تانسور تنش با اندازهگیریهای سطحی از سه ترانشه راندگی شمال تهران، مشا و فیروزکوه بهدستآمد. از تانسور تنش محاسبهشده، صفحههای گسلیای انتخاب شدند که با روند عمومی گسلههای مشا و فیروزکوه همسو هستند. این داده با سازوکارهای کانونی همخوانی خوبی دارد. در ترانشه سوم که دادهها برای حل تانسور تنش کافی نیستند، با تعیین اندازه میانگین روند، شیب و شیب خشخطها (ریک)، در جایی که آرامش لرزهای برقرار است سازوکار کانونی دیرینه پیشنهاد شد. براساس یافتههای سطحی و سازوکارهای کانونی، بیشینه تنش افقی (5±45~N1s) و تنش کمینه (3s) شیب نزدیک به افق دارند و محور تنش میانی (2s) عمود بر زمین با رژیم زمینساختی راستالغز است. گسله مشا با روند (E100N) و شیب به سوی شمال، سازوکار راستالغز چپبر و یک مؤلفه کوچک کششی دارد که در پایانه خاوری خود به گسله فیروزکوه با روند (E60N) و شیب به سوی جنوب با سازوکار راستالغز همراه با یک مؤلفه فشاری میپیوندد.