مشاییان و نظریه ی تجرید
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه پیام نور تهران
doi
10.22099/jrt.2013.1188چکیده
در این مقاله، اثبات میشود تئوری مشائیان مسلمان در خصوص نحوهی ادراک کلیات، نظریهی تجرید نیست، بلکه ایشان تنها عامل مؤثر در ادراک عقلی را میتوانند افاضهی عقل واهب الصور لحاظ کنند و تفوّه ایشان به نظریهی تجرید، ناشی از نداشتن توجه کافی یا ناشی از تنگناهای زبان است. سپس مشخص خواهد شد که لازمهی این سخن اولاً پذیرش نظریهی مثل از سوی ایشان خواهد بود و ثانیاً موجب پذیرش نوعی ایدهآلیسم مشابه به ایدهآلیسم مالبرانش و بارکلی میگردد