تأثیر مبانی وجودشناختی و مابعدالطبیعی ملاصدرا در حل بعضی مسائل بنیادین اخلاق
نویسندگان
1 دانشگاه فردوسی مشهد
2 گروه فلسفه دین دانشگاه تهران
3 گروه دینی و عربی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد مسجدسلیمان، مسجد سلیمان
doi
چکیده
در این نوشتار به دنبال آن هستیم تا موضع صدرالمتألهین را در حل بعضی مسائل بنیادی اخلاق، از قبیل عینیتگرایی یا ذهنیتگرایی، نتیجهگرایی یا تکلیفگرایی، وظیفهگرایی یا فضیلتگرایی، که ذهن فیلسوفان دین و اخلاق معاصر را به خود مشغول ساخته است، درک و دریافت نماییم. از این رو با کنکاش در منظومه فلسفی ملاصدرا نخست مبانی و پیشفرضهای وی، متناسب با مسائل مذکور، استخراج گردید، و آن گاه از دریچه مبانی یادشده، نگاهی به چشمانداز وی در اخلاق انداختیم، و پاسخ مسائل مذکور را جویا شدیم. در بازخوانی نظریات این فیلسوف اسلامی فطرتگرایی را میتوان به عنوان محوری در حل مسائل مزبور معرفی کرد. ملاصدرا بر اخلاق به عنوان امری فطری و تمایز بخش نوعیت انسانها به لحاظ فطرت ثانویه انگشت مینهد. نتیجة پژوهش حاضر دریافت تصویری از جمع بین عینیتگرایی و ذهنیتگرایی، نتیجهگرایی و تکلیفگرایی، فضیلتگرایی و تکلیفگرایی بر اساس مبانی هستی شناختی ملاصدرا همچون اصالت وجود، و وحدت تشکیکی آن، ضرورت و سنخیت علت و معلول، حرکت جوهری نفس، و اتحاد آن با بدن، نقش سازندة علم و عمل در اخلاق، خیربودن غایات نسبت به فاعل آن، عینیت کمال مطلوب، رابط بودن مخلوقات نسبت به واجب تعالی، فطری بودن اصول کلی اخلاقی، و بر محوریت فطرت گرایی وی است.