همبسته های روان شناختی صدا بیزاری (میسوفونیا) در دانشجویان؛ نقش عاملی اضطراب و افسردگی
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد روانشناسی گرایش روانسنجی، دانشگاه آزاد، واحد تهران مرکز، تهران ، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی، دانشکده علوم پزشکی، واحد همدان، دانشگاه آزاد، همدان، ایران.
3 کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات ، تهران ، ایران
4 دکتری روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی و سلامت، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.22034/naes.2022.347401.1237چکیده
صدا بیزاری اصطلاحی است که به تنفر از صداهای خاصی چون صدای جویدن، تلق تلق کردن خودکار، صدای ضربه زدن آهسته بر روی یک سطح و صدای ملچ و ملوچ لبها اطلاق شده و آن را اختلال واکنش شرطی آزار دهنده یا سندرم حساسیت صدای انتخابی نیز مینامند که اثرات چندی را بر سلامت روان افراد مبتلا بر جای میگذارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی همبستههای روان شناختی صدا بیزاری (میسوفونیا) و نقش عامل اضطراب و افسردگی در دانشجویان انجام گرفت. پژوهش حاضر توصیفی – همبستگی بود جامعه آماری پژوهش کلیه دانجشویان دانشگاههای شهر تهران دارای علائم صدا بیزاری در سال تحصیلی 1400- 1401 بودند که از میان تعداد 150 نفر به شیوه در هدفمند انتخاب و به تکمیل پرسشنامه جمعیت شناختی، پرسشنامه صدا بیزاری وو و همکاران (2014) و پرسشنامه اضطراب، استرس و افسردگی 21 (DASS- 21) پرداختند. دادههای به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی) و نرم افزار SPSS V.23 تجزیه و تحلیل گردید نتایج تحلیل دادهها نشان داد بین سه عامل صدا بیزاری، اضطراب و افسردگی رابطه معنی دار وجود داشته (05/0> P) و رابطه صدا بیزاری و اضطراب مثبت بود. هم چنین جهت رابطه بین صدا بیزاری افسردگی نیز مثبت بوده است. تحلیل رگرسیون نیز حکایت از نقش پیش بینی کنندگی اضطراب و افسردگی در شدت صدا بیزاری داشت. با توجه به یافتهها صدا بیزاری با اضطراب و افسردگی رابطه متقابلی داشته و نیازمند توجه جدی و طرح مداخلات سودمند برای افراد دارای علائم این اختلال میباشد.