واقعگرایی یا ناواقعگرایی زبان دینی با تأکید بر آرای د.ز. فیلیپس و راجر تریگ
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه تهران
2 کارشناس ارشد فلسفهی دین دانشگاه تهران
doi
10.22099/jrt.2013.1192چکیده
نزاع میان واقعگرایی و ناواقعگرایی در زبان دینی، هنگامی اهمیت مییابد که قصد داوریِ معرفتی در باب ارزش معرفتیِ گزارههای کلامی، به طور عام، و گزارههای ناظر به خدا و اوصاف او، به طور خاص، را داشته باشیم. در این مقاله، با توجه به آغاز این نزاع که در فلسفهی متأخر لودویک ویتگنشتاین است، پس از مروری بر فلسفهی تحلیل زبانی، به تشریح دیدگاههای او در فلسفهی متقدّم و متأخر او پرداخته شده است؛ پس از آن، به بررسی دیدگاههای فیلسوفان دینی میپردازیم که با تأثیر از فلسفهی متأخر ویتگنشتاین، معنای حقیقیِ گزارههای دینی را در کاربردی میجویند که این باورها، به طور پسینی، در عرف خداباوران در جامعهی دینی دارند (نه لزوماً معنایی پیشینی، ازپیشمعلوم و فرازبانی). آرای دی. زد فیلیپس را به عنوان اصلیترین نمایندی این دسته از فیلسوفان که مشهور به ناواقعگرایاناند، در مقابلِ آرای راجرتریگ به عنوان نمایندی اصلی واقع گرایان قرار دادهایم.