ارتباط وجودشناسی با معرفتشناسی از منظر صدرالمتألهین
نویسندگان
1 کارشناس ارشد فلسفه وکلام اسلامی دانشگاه شیراز
2 استادیار دانشگاه شیراز
doi
10.22099/jrt.2013.1205چکیده
وجود و معرفت دو محور بحث در حوزهی فلسفی اسلام به شمار میروند که مقولات علم، اتحاد عقل و معقول و ظهورات وجود در ذیل آن مباحث مطرح میگردد. وجود علم وجودی خارجی است که اصالتاً و به منزلهی وصفی نفسانی در فضای نفس جعل میشود و به تبع آن، ماهیت علم محقق میگردد و در ظل وجود علم، وجود ذهنی معلوم و به تبع آن، ماهیت معلوم نیز جعل میگردد. صدرالمتألهین معتقد است که در حقیقت، علم نحوهای از وجود است؛ چراکه علم حق تعالی به اشیا و به ذات خود و علم نفس به ذات خویش و همچنین تعقل جواهر مجردْ کیف نفسانی نیست؛ بنابراین در علم به غیر، آن هم در علم انفعالی، صورت علمیه ملازم با فعل و انفعال نفسانی و اضافهی به خارج است. نفس در تکامل جوهری، به اعتبار تجرد برزخی، به عالم مثال متصل شده، صور خیالی را شهود مینماید. سرّ مکاشفات، معراج جسمانی و حشر عوالم وجودی به همین مرتبهی نفس ارتباط دارد. صور عقلی رشح وجود عقل مجردند و به طور مسلم، مرتسم در نفس نمیباشند. و نفس در مقام صعود به عالم مجردات، با عقل مجرد و مثال نوری متحد شده، در نتیجهی این اتحاد، حقایق و معارف کلی را شهود مینماید.