بررسی کارکردِ ساختارهای موسیقایی در زبان عرفانی مصباح الهدایه
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کاشان
2 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کاشان
doi
10.22059/jrm.2020.300299.630044چکیده
بررسی ارتباط متقابل فرم و محتوا در آثار عرفانی - ادبی علاوه بر تبیین کارکردهای عناصر دخیل در آن متون، انگیزههای مؤلف را از نگارش آن اثر نشان میدهد. مصباح الهدایه اثر معروف و برجستۀ عرفانی عزالدین محمود کاشانی در قرن هشتم هـ است که در زمینۀ عرفان نظری نگاشته شده است. مؤلف با گسترش تبویب آرای نظری صوفیه، استشهاد به اقوال ایشان و توجه افراطی به ساختار موسیقایی کلام میکوشد از زبان تصوف که در قرن هشتم هیچگونه صدق عاطفی و تجربۀ نفسانی ندارد، آشناییزدایی کند؛ اما این توجه افراطی به ساحت موسیقایی زبان، جز مبتذلساختن آن و مرموز و مغموضساختن کلام نتیجهای در پی ندارد و هرگز از تجارب اصیل عرفا در سدههای نخستین خبر نمیدهد. نگارندگان در این نوشتار با تبیین انگیزهها و عوامل درونمتنی و برونمتنی به تحلیل چرایی کاربرد آگاهانه موسیقی در کتاب مصباح الهدایه میپردازند. بهطورکلی، فقر تجارب اصیل عرفانی در قرن هشتم، تقلید از ساحت لفظی زبان عرفانی ابنعربی در تکوین عوالم عرفانی – موسیقایی، سبک فنّی و قابلیت ساختارهای صرفی و اشتقاقی زبان عربی ازجملۀ اسباب و انگیزههای مؤلف از کاربرد آگاهانۀ موسیقیِ کلام بوده است. علاوهبراین، بررسی تطبیقی متن مصباح الهدایه با منابع عربی آن و کیفیت تأثیرپذیری مؤلف از سخنان صوفیه، نشان میدهد که مؤلف در بهرهگیری از مضمون سخن مشایخ، استشهاد به سخنان ایشان و گسترش محور افقی کلام مشایخ، ساحت موسیقایی کلام را تقویت کرده است.